الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
58
حضرت سيد الشهداء امام حسين (ع) مصباح هدايت (فارسى)
شب عاشورا امشب براستى شب ما روز ماتم است جانها برنج اندر و دلها پر از غم است اين شام محنت است و يا روز رستخيز يا خود شب وداع امام معظم است تنها نه از زمين بفلك مى رود فغان كاندر سپهر نيز بپاشور و ماتم است حال عزيز فاطمه امشب بكربلا چون تار موى زينب غمديده درهم است امشب گر آسمان بتپد بر زمين رواست فردا به خون تپان تن سلطان اكرم است امشب بدشت ماريه زاطفال تشنه كام بانگ فغان و ولوله تا چرخ اعظم است ذرّات عالمند در افغان و ناله چون اى ديده خون ببار كه فردا به زخم شاه از سمّ اسب سركش كفار مرهم است افروخت تشنگى بدلش آتش آنچنان كاندر بهشت چشم نبى باز چون يم است شرط است تار هستى از اين غم گسيختن آن را كه تار عشق حسينيش محكم است ( صافى ) بس است خاك بسر كن كه درغمش ول كسى كه خاك بسر كرد آدم است « 1 »
--> ( 1 ) اشعار از ديوان مراثى مرحوم آيت الله آقاى آخوند ملامحمد جواد صافى والد مؤلف كتاب است .